فاصله زباله گردها از مرز حمایت
هنوز کودک است و وقت بازی و تفریح و البته درس خواندن اما پدر معتاد و مادر مریض و خواهر و برادران زیاد این چیزها سرشان نمی شود و شب نمی توانند سر گرسنه بر زمین بگذارند. صبح و شب هم ندارد و شغل شان در گوشه گوشه خیابان های شهر است و به دنبال زباله اند تا شاید با فروش یک قطعه پلاستیک یا کارتن بتواند پولی به دست بیاورند. از او می پرسم که می داند در این روزهای کرونایی چقدر کارش خطرناک است. اشاره می کند به ماسکی که از آلودگی سیاه شده و دستکشی که از چند جا سوراخ است.
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۹ ساعت 14:33 توسط نسرین
|
"من یک دخترم از شهر کویر بیرجند لیسانس دارم اندک معلولیتی دارم ولی دختری بسیار اکتیو و فعالم تو روزنامه کار می کنم و دوست دارم برای حقوق معلولین بنویسم و حرف بزنم و مطالب بزنم